چای قند پهلو

 
پیش بینی انحطاط
نویسنده : محمد رضا زهرایی - ساعت ۱:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٦/۱٩
 

چند روزی بود که مهمان کیفم شده بود وبا دستانم آشنا .تا تمام شد تحملش کردم بیشتر مثل یک مقاله علمی یا یک کتاب روانشناسی یا جامعه شناسی بود مثل یک کتاب درسی که پر است از نظریه هایی که چند روز بعد خلافش مد میشود همانها که تنها وجه شباهتشان پیش بینی انحطاط است وچه سود که هر روز بر روی همان پایه ها  نظریه پردازیها ادامه می یابدهمان اشتباه همیشگی .اسم میلان کوندرا برایم از انفجار اطلاعات-باید پست جداگانه برایش گذاشت- آقا مرتضی آوینی آشناست.همانجا که از تناقض پایانه ای آخرین دوران تمدن غرب سخن می گوید . نظریه "عشق اش " غیر قابل قبول است . او عشق رافقط در یک زمان محدود وکوتاه معتبر می داند زیرا جنس عشق را مادی میداند واین است نتیجه ابزار شناخت یک انسان غربی .

 

"...(شونبرگ1930:رادیویک دشمن است دشمن بی رحمی که به گونه ای مقاومت ناپذیر پیش روی می کند وهر گونه مقاومتی در برابرش بی فایده است .رادیو بی آنکه مقصود خاصی داشته باشد ما را با موسیقی له می کند ...به گونه ای که موسیقی به یک سرو صدای ساده تبدیل شد سروصدایی در میان صداهای دیگر .

...رادیو جویبار کوچکی بود که همه چیز از آن شروع شد.پس از آن ابزار های فنی دیگری برای تولید تکثیر وتقویت صدا از راه رسید وآن جویبار رود خانه عظیمی شد .اگر در گذشته موسیقی را به خاطر عشق به موسیقی می شنیدند امروز موسیقی مدام از همه سو زوزه می کشد ...وهیچ کس نمی داند آهنگسازشان کیست .نمیتوان آغازش را از پایانش تشخیص داد آب آلوده ای از موسیقی که در آن موسیقی میمیرد.

...اما آینده تبدیل شد به رود خانه بزرگی به سیل عظیمی از نت های موسیقی که بر روی آن در میان برگهای خشکیده وشاخه های شکسته. ...یک روز جسد شونبرگ دستخوش امواج سهمگین باجسد استراونسکی برخورد کرد وآن دو در آشتی دیر هنگامی سفر خود را به سوی نیستی ادامه دادند به سوی نیستی موسیقی که سروصدای مطلق است."

بخشی از رمان" جهالت" اثر میلان کوندرا

این شبها همراه برنامه "راز " ازشبکه چهار سیما بودیم برنامه مفیدی بود که خدا کند ادامه یابد با اجرای حاج نادر طالبزاده وخدابیامرزد پدر ومادر باعث وبانیش را.


 
comment نظرات ()