چای قند پهلو

 
تاملی بر مقاله دکتر ترکشدوز
نویسنده : محمد رضا زهرایی - ساعت ۱۱:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۱۳
 

تاملی در باره (نقدحضرت علامه مصباح در خصوص علم دینی توسط امیر حسین ترکشدوز در وبسایت احیا تحت عنوان "مسئله علم و دین  مسئله اکادامیک یا ایدولوژیک؟")
برخی اوقات گرفتن قسمت های مختلف اندیشه های یک شخص و چسباندن انها کنار هم ممکن است ذهنیت و نتیجه گیری غلط از یک اندیشه ای بدست دهد. اینکه در یک دورانی سایه سلیقه های سیاسی بر فعالیت فرهنگی و علمی حکمفرما بوده جای شک نیست البته این را نباید باسلیقه امام وریس جمهور وقت قاطی کرد حضرت علامه در برابر همه انواع انحراف ها موضع گیری کرده اند اتهام به نزدیکی با یک جریان انحرافی هیچگاه به ایشان نخواهد چسبید.انجمن حجتیه یک روح اصلی دارد و ان جدایی دین از سیاست و عدم دخالت روحانیت در حکومت است که مبارزه با این تفکر محور اغلب مبارزات علمی حضرت علامه مصباح می باشد.در زمان اصلاحات مقتدر و به تنهایی در برابر شبهات در باره انقلاب .ولایت فقیه جهاد و...ایستادند یادم نمی رود سال 86 چهل روز توی اردوی دانشجویان با خانواده چادر زدند و بدترین توهینها را به جان خریدند.
سخنان علامه ناظر به حفظ فضای علمی وایزوله نمودنش از غرض های سیاسی است.که اینرا باید به فال نیک گرفت .وپیرو سخنان امام خامنه ای در حضور انجمن قلم و جواب نامه معروف در سال 1381 است.
« اگر بخواهیم در زمینه‌ى گسترش و توسعه‌ى واقعىِ فرهنگ و اندیشه و علم حقیقتاً کار کنیم، احتیاج داریم به این‌که از مواهب خدادادى و در درجه‌ى اوّل آزاداندیشى استفاده کنیم. آزاداندیشى در جامعه‌ى ما یک شعار مظلوم است. تا گفته مى‌شود آزاداندیشى، عدّه‌اى فورى خیال مى‌کنند که بناست همه‌ى بنیانهاى اصیل در هم شکسته شود، و آنها چون به آن بنیانها دلبسته‌اند، مى‌ترسند. عدّه‌اى دیگر هم تلقّى مى‌کنند که با آزاداندیشى باید این بنیانها شکسته شود. هر دو گروه به آزاداندیشى - که شرطِ لازم براى رشد فرهنگ و علم است - ظلم مى‌کنند. ما به آزاداندیشى احتیاج داریم. متأسّفانه گذشته‌ى فرهنگ کشور ما فضا را براى این آزاداندیشى بسیار تنگ کرده بود.
... صاحبان فکر باید بتوانند اندیشه‌ى خود را در محیط تخصّصى، بدون هوچیگرى، بدون عوام‌فریبى و جنجال تحمیلى و زیادى مطرح کنند و آن نقّادى شود؛ یک وقت به‌طور کامل رد خواهد شد، یک وقت به‌طور کامل قبول خواهد شد، یک وقت هم در نقادى اصلاح خواهد شد و شکل صحیح خود را به‌دست خواهد آورد. این اتّفاق باید بیفتد. ما الان این را نداریم...»امام خامنه ای دیدار با انجمن قلم 1381
«... این انقلاب باید بماند و برنامه تاریخى و جهانى خویش را به بار نشاند و همین که این عزم و بیدارى و خودآگاهى در نسل دوم حوزه و دانشگاه نیز بیدار شده است، همین که این نسل از افراط و تفریط، رنج مى‌برد و راه ترقى و تکامل را نه در «جمود و تحجر» و نه در «خودباختگى و تقلید»، بلکه در نشاط اجتهادى و تولید فکر علمى و دینى مى‌داند و مى‌خواهد که شجاعت نظریه پردازى و مناظره در ضمن وفادارى به اصول و اخلاق و منطق در حوزه و دانشگاه، بیدار شود و اراده کرده است که سؤالات و شبهات را بى‌پاسخ نگذارد، خود، فى نفسه یک پیروزى و دستاورد است و باید آن را گرامى داشت...
... اما متأسفانه گروهى بدنبال سیاست زدگى و گروهى بدنبال سیاست زدائى، دائماً تبدیل فضاى فرهنگى کشور را به سکوت مرداب گونه یا تلاطم گرداب وار، مى‌خواهند تا در این بلبشو، فقط صاحبان قدرت و ثروت و تریبون، بتوانند تأثیرگذار و جریان ساز باشند و سطح تفکر اجتماعى را پائین آورده و همه فرصت ملى را هدر دهند و اعصاب ملت را بفرسایند و درگیرى‌هاى غلط و منحط قبیله اى یا فرهنگ فاسد بیگانه را رواج دهند و در نتیجه صاحبان خرد و احساس، ساکت و مسکوت بمانند و صاحبدلان و خردمندان، برکنار و در حاشیه مانده و منزوى، خسته و فراموش شوند. در چنین فضائى، جامعه به جلو نخواهد رفت و دعواها، تکرارى و ثابت و سطحى و نازل مى‌گردد، هیچ فکرى تولید و حرف تازه اى گفته نمى‌شود، عده‌اى مدام خود را تکرار مى‌کنند و عده‌اى دیگر تنها غرب را ترجمه مى‌کنند و جامعه و حکومت نیز که تابع نخبگان خویش اند، دچار انفعال و عقبگرد مى‌شوند.»امام خامنهای جواب نامه محققین حوزه 1381
یک وقت ما با فهم انقلابی خودمان به یک نظر در یک مسئله می رسیم واگر به ان جزما اصرار کنیم خوب هیچگاه حقایق علمی و دینی کشف نخواهد شد ودر دام تعصب و تکفیر و اتهام خواهیم افتاد اتفاق ناگواری که ابتدای انقلاب علیه مباحث علمی شهید مطهری و مفتح و بهشتی افتاد.بی شک محیط تولید علم دینی باید ایزوله باشد . این تنافری با این ندارد که ما انقلاب اسلامی را از ترادفات اسلام ناب محمدی بدانیم.وحضرت علامه نیز تولید علم دینی را در کشف حقایق اسلاب ناب می دانند و سالهاست که تلاشهایشان در حراست از اندیشه های امام راحل و اسلام ناب بوده.حتی گذری به سخنان ایشان داشته باشیم مقدمه غالب سخنان ایشان از انقلاب اسلامی اغاز می شود.وجای تعجب است از دوستان که با خیالبافی واضحات را توجه ننموده اند


 
comment نظرات ()
 
 
نسبت تمدن تکنیک و زنانگی
نویسنده : محمد رضا زهرایی - ساعت ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۸
 

سفر به سوی موعود انسان آزاد بخش سوم

 

 حکیم یوسفعلی میرشکاک

 

 کودک روزگار تمدن تکنیکی،کودکی است فاقد خاطره،یعنی
که درمیان‏ امواج ازدحام نفوس،بار آمده و بزرگ شده است و به هیچ سرزمین و موطن خاصی،تعلق
خاطر ندارد.هیچ‏گاه در تاریکی شب احاطه نشده یا در روشنای روز،خود را درشب یا جنگل
یا کوه گمشده و تنها مانده،احساس‏ نکرده است.بی‏کسی یا کس و کار داشتن یا به عبارت
دیگر تعلّق به قومی‏ خاص یا فقدان آن برای کودک این روزگار،تجربه‏ای است که پیش نیامده‏
و نخواهد آمد،هم ازاین‏رو افق فراروی کودک و نوجوان عصر تکنیک،افق‏ انسان آزاد و فارغ
از تعلق است.

 

 من حتی می‏خواهم به خود جرئت بدهم و بگویم که در
دهه‏های آینده،ما با انسان فارغ از اخلاق(اعم از نیک و بد)روبه‏رو خواهیم بود که به
علت فقدان‏ هرگونه خاطرهء اخلاقی،خود را به هیچ کیش و آیینی متعلق نمی‏داند؛مگر به
آنچه خود برمی‏گزیند.این انسان،مهارناپذیر است و هرچند احتمالا کاری نخواهد کرد که
سرکوبگران بازمانده از عصر ما(انسان محدود)را برانگیزد.اما در ساخت عهد با محدودیت
نخواهد بود و کسی نخواهد توانست هیچ کیش یا اخلاق ویژه‏ای را به وی تحمیل کند؛اصولا
انسان آزاد که مظهر کودک فاقد خاطرهء و تعلّق است،انسانی است که جز فمینیسم، آیینی
نخواهد داشت.

 

 روزگار ما روزگار اومانیسم بود و هنگامی که پابه
عرصهء پیری گذاشتیم با شیوع فمینیسم مواجه شدیم و این آیین تازه ما را از سرراه برداشت
تا در حاشیه بنشینیم و درباب آن تأمل کنیم.می‏توان هر کیش و آیینی را به‏ انتزاع نسبت
داد یا به تجرید و آن را فاقد برومندی دانست،اما انکار کیش‏ بازپسین ممکن نیست،زیرا
مادر،زن،همسر،معشوق و نیازی که به این‏ ساحت،در انسان وجود دارد؛غیرقابل انکار است.


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()