چای قند پهلو

 
آیا ظالمانه نیست؟
نویسنده : محمد رضا زهرایی - ساعت ٤:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۸
 

آمو روی پله های سنگی که به رودخانه ختم می شدند نشست سرش رادر بازوانش پنهان کرد حس کرد آن همه اطمینان داشتن خیلی ابلهانه بود آن طور یقین داشتن .

ولوتاوقتی از میان اب می گذشت احساس میکرد آنهمه اطمینان داشتن خیلی ابلهانه بود آن طور یقین داشتن.

اب وگل ولای درختها ماهی ها ستاره ها.ولوتا به راحتی از میان آنها حرکت می کرد آمو همانطور که به او نگاه میکرد به چگونگی زیبایی اش پی برد دید که چگونه زندگی پر زحمت به اندامش شکل داده .چگونه چوب هایی که آراسته اورا آراسته اند .هر تکه چوبی که تراشیده بود هر چیزی که ساخته بود قالب اورا ریخته بود به او قدرت و زیبایی انعطاف پذیرش را بخشیده بود .

آمو میتوانست در تاریکی لبخند اورا ببیند لبخند ناگهانی وسفیدش که آن را از کودکی تا بزرگسالی با خود حمل کرده بود . تنهاتوشه ای که با خود داشت . ولوتا در حالی که رود خانه از تنش می چکیدبرابر او ایستاد .

·         * * * * * * * * * *

هر چقدر تلاش کردم نشد بگذرم از زیبایش وتصویر سازی عالی اش .به من اجازه نمی داد سانسورش کنم وحرفی نزنم درباره "خدای چیزهای کوچک" هرچند کمی حوصله برست خواندنش .البته دشمنی با غرب ومبارزه سراسر داستان موج می زند ولی نویسنده هندی الاصلش که خیلی علیه السلام نیست از فمنیست بودنش نمی شد بگذرم .

اصلا به من چه؟ فمنیست بودن خانم روی و دیگر زنان در دنیای غرب  نظری شاید حق آنها باشد که هست .دنیایی که بیشترین ظلمها را چه در گذشته وچه حالا به زن روا داشته اند باید هم گروههای مبارز حقوق زنان شکل بگیر دنیایی که از زنان ابتدا یش ارضای غرایض به شیوه حیوانی وانتهایش مصرف کننده مواد مخدر وخود کشی تحویل می دهد .آیا ظالمانه نیست ؟

اما ای کاش خانم روی اسلام را بهتر می شناخت وحقوق زن در اسلام را .نه اسلام عرفی را که عرف مردم ماهم در پایمال کردن حقوق زنان بی گناه نیست واز سرچشمه های اسلام ناب سیراب نشده.

  


 
comment نظرات ()