چای قند پهلو

 
قصه نگران کننده دیپلماسی هسته ای ما
نویسنده : محمد رضا زهرایی - ساعت ٩:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٢
 

قصه نگران کننده دیپلماسی هسته ای

شنیده بودم قدیم تر در دهکده ای در جنوب مردی بود به نام «یارقلی» که یک نخلستان محقر داشت، اندیشه کرده بود که بر تعداد نخل هایش بیافزاید، مشکل اینجا بود که آب کم بود، وباید از کدخدای ده حق آب بیشتر می خرید.  کدخدای ده؛ پیرمرد هیزی بود، که از هفتاد سنش بالا زده بود، وروی دختران ده معامله می کرد. همه میدانستند اگر یارقلی تقاضای آب کند، باید «ایران» دخترش را مانند دیگر نخل دارها که دخترانشان را بدبخت کرده بودند، طعمه این گرگ پیر کند. نخل های تازهء یارقلی نیاز به آب داشتند، ومنتظر ایران که هم حجله این گرگ پیر شود. یار قلی خواب و خوراک نداشت، از یک طرف نخلها، از طرف دیگر ایران . در آن دهکده غیرت مرده بود، و باکی نداشتند دخترانشان همخواب پیر هیز شود، ولی یارقلی مرد خدا بود. طاقتش طاق شد، وقرآن گشود، لبخندی زد وقرآن ببست. کوزه هایی خرید و پراز آب کرد،  کنار هر نخل تعدادی کوزه در خاک کرد. نخل های نورس جان گرفتند و ایران با غرور از پدر با ایمانش جلو زنان ده گردن صاف کرد. ماه ها که گذشت مردم ده این صنعت کردند و ده آباد و غیرت جوانه زد... (لا تشرک بالله ان الشرک لظلم العظیم 13 لقمان)

حالا قصه دیپلماسی هسته ای ما همین قصه است. ولی آنچه نگران کننده است؛ رفتار دولتی است که منصب اداره اجرایی کشور را با کمی بیش از نصف مردم تصاحب کرده است. شاید این نوع ادبیات برای عده ای تلخ بیاید واین برای این حقیر نیز تلخ است ولی این ادبیات با پشت زمینه ای  که از چند ماه ابلاغ برخی برنامه ها، شعار ها و رفتارهای غیر منطقی این دولت حاصل آمده، برخاسته است. رئیس این دولت با اینکه در دوره اصلاحات مسئولیت مذاکرات هسته ای را به عهده داشته عجیب است که از همان راهبردی که قبلا از آن گزیده شده دوباره استفاده می کند. سه ماه تعطیلی فعالیت هسته ای داوطلبانهء  امروز، یادآور خاطره تعلیق داوطلبانه دوره اصلاحات است. با این تفاوت که آن برای راستی آزمایی طرف غربی بود، ولی این تعلیق برای چیست؟ این آیا غیر از نشان دادن آسیب پذیری شدید ما از تحریم به طرف غربی معنای دیگری دارد؟ اگر این علامت را با اعلام ناتوانی دولت در زمینه های اقتصادی _ که مرتبا از طرف دولت مردان فریاد زده می شود که نمی توانیم _جمع کنیم چه معنایی خواهد داد؟ اینکه طرف غربی در مذاکرات آلماتی 2 برای تعلیق غنی سازی20درصد با ما چانه زنی می کرد و اینک درباره 5 درصد سنگرهای مارا در نوردیده معنای بسیار بدی دارد که زبانم از گفتنش شرم دارد. اینکه ما در موقعیت قدرت برگشته ایم تازه سر خط اول دوران اصلاحات ودرباره بیش از5درصد اعتمادسازی کنیم از یک دیپلماسی احمقانه هم گذشته ایم. واگر در فرصت مناسبش بود نیاز به محاکمه عاملانش داشت. اما چیزی که بدست آورده ایم مشتی لبخند والفاظ بی ارزش است. حتی اگر امروز هم طرف غربی توافق می کرد باز متضرر ما بودیم. حتی خودفروشان هم همه چیزهایی که دارند را یکجا رو نمی کنند.این که متاسفانه طرف ایرانی همه دارایی هسته ای مذاکرات را یکجا روی میز گذاشته است خیلی عجیب است. که چه بشود؟چه کسی خوشش بیاید؟ که طرف غربی که ما را در موضوع هسته ای خلع سلاح کرد برود سراغ موضوع سوریه و موضوعات مهم دیگر؟زیاده طلبی و تمامیت خواهی دشمن را ندیده اید؟ روی دیگر این سخن با تشکل های دانشجویی است که منفعل و خنثی کناری نشسته اند و با فواصل زمانی زیاد وارد موضعگیری غیر فعال و غیر موثر می شوند. این بد فهمی بزرگی است که عده ای حمایت مقام معظم رهبری را از دولت و تیم مذاکره کننده با نقد و زبان تیز فعالان سیاسی و دانشجویی مغایر می دانند. این زمان بهترین فرصت برای انتقال و درونی کردن منطق مقاومت است که متاسفانه سکوت مرگبار آن را از بین خواهد برد.  1/9/92      


 
comment نظرات ()