مرا ببر

مرا ببر به خانه خودت
که من بشینم و تو روبروی من
مرا ببر به خانه ای که هیچ کس
نشکند خلوت تو را ومن
به سرزمین پاکی و یگانگی
که خوب بشنوی صدای من
نه آب باشد ونه نقش های گل گلی
یاصدای بلبلی که بشکند تمرکز حواس من
مرا ببر به اندرون اندرون خود
فراتر از بغل و بوسه های چشم های من
مرا ببر به غار تو به توی خود
که بشنوی صدای چکه چکه گریه های من 
/ 1 نظر / 14 بازدید
محمد

سلام اونجا که میری منو هم ببر. چایی قند پهلو تو که خوردی یه سر بزن و بخون "قصه از آنجا آغاز شد" دوست دارم نقد تو را ای دوست. یا علی