آیا ظالمانه نیست؟

آمو روی پله های سنگی که به رودخانه ختم می شدند نشست سرش رادر بازوانش پنهان کرد حس کرد آن همه اطمینان داشتن خیلی ابلهانه بود آن طور یقین داشتن .

ولوتاوقتی از میان اب می گذشت احساس میکرد آنهمه اطمینان داشتن خیلی ابلهانه بود آن طور یقین داشتن.

اب وگل ولای درختها ماهی ها ستاره ها.ولوتا به راحتی از میان آنها حرکت می کرد آمو همانطور که به او نگاه میکرد به چگونگی زیبایی اش پی برد دید که چگونه زندگی پر زحمت به اندامش شکل داده .چگونه چوب هایی که آراسته اورا آراسته اند .هر تکه چوبی که تراشیده بود هر چیزی که ساخته بود قالب اورا ریخته بود به او قدرت و زیبایی انعطاف پذیرش را بخشیده بود .

آمو میتوانست در تاریکی لبخند اورا ببیند لبخند ناگهانی وسفیدش که آن را از کودکی تا بزرگسالی با خود حمل کرده بود . تنهاتوشه ای که با خود داشت . ولوتا در حالی که رود خانه از تنش می چکیدبرابر او ایستاد .

·         * * * * * * * * * *

هر چقدر تلاش کردم نشد بگذرم از زیبایش وتصویر سازی عالی اش .به من اجازه نمی داد سانسورش کنم وحرفی نزنم درباره "خدای چیزهای کوچک" هرچند کمی حوصله برست خواندنش .البته دشمنی با غرب ومبارزه سراسر داستان موج می زند ولی نویسنده هندی الاصلش که خیلی علیه السلام نیست از فمنیست بودنش نمی شد بگذرم .

اصلا به من چه؟ فمنیست بودن خانم روی و دیگر زنان در دنیای غرب  نظری شاید حق آنها باشد که هست .دنیایی که بیشترین ظلمها را چه در گذشته وچه حالا به زن روا داشته اند باید هم گروههای مبارز حقوق زنان شکل بگیر دنیایی که از زنان ابتدا یش ارضای غرایض به شیوه حیوانی وانتهایش مصرف کننده مواد مخدر وخود کشی تحویل می دهد .آیا ظالمانه نیست ؟

اما ای کاش خانم روی اسلام را بهتر می شناخت وحقوق زن در اسلام را .نه اسلام عرفی را که عرف مردم ماهم در پایمال کردن حقوق زنان بی گناه نیست واز سرچشمه های اسلام ناب سیراب نشده.

  

/ 27 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دارا

این چندمین باره که متن را میخونم.[وحشتناک] خوب آپ کن دیگه!!!!!

مسیح

سلام.ممنون جالب است که شما هم مثل من سال به سال اپ می کنید. راستی خبر جناب ظهور نزدیک است را ندارید؟ مفغود شده اند گویا...نکند رفته اند بالاها ما خبر نداریم. جای تعجب هم ندارد ماه رمضان همیشه فرق می کند...

سنگ سرد

تمام زندگي صبحگاه ما اينست پس از گشودن چشم در آب چشمه ي آيينه دست و رو شستن پس از نيايش نور سپيده دم را در زرده تخم خام زدن نسيم تر را با شير تازه نوشيدن پس از رهايي تن خيال را به صعود پرندگان بستن گسستن از همه رفتن به خويش پيوستن کلبه سه تایی ما رو با حضورتون زیبا تر کنید منتظریم [گل][گل][گل]

محمد

سلام محمد رضای عزیز. هنوز این عمو رو بی خیال نشدی؟ آمو یا عمو چه فرقی میکنه؟ با "آمریکا ستیزی چرا؟" به روز هستم. یا علی

سنگ صبور

سلام ناگفته هایی از" پسر حاجی" این داستان واقعی است ملودی [لبخند][گل]

یکی

سلام از این که منو دیدین ممنون ان شاالله سر فرصت مطالبتون رو بخونم ودست خالی الکی حرف بی خیال لینکی به اسم خودم ندیدم تو لینکای شما

نیلوفر

وصف این کتاب رو زیاد شنیده ام. اما در باب فمینیسم، از این نحله اونچه که به ما رسید مشتی اعتقاد غلط و بی سر و ته بود... وگرنه به خودی خود می تونست حرفی بزنه، دری باز کنه، نتونست؛ چون اشتباه فهمیدیم اش.

مسیح

راستی یه کار فوری....من میخوام مستند بسازم....کی رو باید ببینم؟ این بچهای راهم که عین خیالشون نیست.....هیچی نداری برای شروع؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟حتی یه مقاله خوب....سرچیدم تو نت پیدانکردم. فقر فرهنگی تا چه حد اخه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟جای خوبی هم توی تهران باشه کلاس بذارن خوبه......کمک.اعصابم داغونه

آسیه

خب شما بگین این اسلام غیر عرفی مدافع زنان کجاست که من مسلمون زاده ی پایبند به اسلام هرچند وقت یکبار جلوی ذهن خودم کم نیارم !